الغزالي

23

كيمياى سعادت ( فارسى )

تلبيس و مكر شيطان كشف مىكند [ 1 ] تا وى [ 2 ] رسوا شود و هيچ فتنه نتواند - انگيخت . چنان كه رسول ( ص ) گفت كه « هر آدمى را شيطانى است و مرا نيز هست ، و لكن خداى - تعالى - مرا بر وى ظفر داد و نصرت تا مقهور من گشت و هيچ شر نتواند فرمودن . » و وى [ 3 ] را فرموده‌اند كه اين خنزير حرص و شهوت را و كلب غضب را بادب [ 4 ] دارد و زيردست عقل دارد تا جز به فرمان وى نخيزد و ننشيند . اگر چنين كند ، وى را از اين ، اخلاق و صفات نيكو حاصل آيد كه آن ، تخم سعادت وى باشد . و اگر خلاف اين كند و كمر خدمت ايشان بربندد ، در وى اخلاق بد پديد - آيد كه تخم شقاوت وى گردد . و اگر حال وى را ، در خواب يا در بيدارى ، به - مثال كشف كنند ، خود را بيند كمر خدمت بسته پيش خوكى يا پيش سگى يا پيش ديوى . و كسى كه مسلمانى را اسير كند در دست كافرى ، معلوم است كه حال وى بر چه وجه باشد ، آن كس كه فريشته را در دست سگ و خوك و ديو اسير كند ، حال وى فاحش‌تر بود . و بيشترين خلق ، اگر انصاف دهند و حساب برگيرند ، شب و روز كمر خدمت بسته‌اند در مراد و هواى نفس خويش ، و حال ايشان به حقيقت اين است ، اگر چه به صورت به مردم مانند . و فردا ، در قيامت ، اين معانى آشكارا شود و صورت به رنگ معنى شود ، تا آن كس را كه شهوت و آز بر وى غالب بود ، فردا بر صورت خوكى بينند ، و آن كس را كه خشم بر وى غالب است ، بر صورت گرگى بينند . و از براى اين است كه كسى كه گرگى به خواب بيند ، تعبير آن ، مردى باشد ظالم ، و اگر خوكى به خواب بيند ، تعبير مردى باشد پليد . براى آنكه خواب نمودگار مرگ است : بدان‌قدر كه به سبب خواب از اين عالم دور تر شد ، صورت تبع معنى شد ، تا [ 5 ] هر كسى را بر آن صورت بينند كه معنى وى و باطن وى چنان است . و آن ، سرّى بزرگ است كه اين كتاب شرح آن احتمال -

--> [ 1 ] مىكند ، به جاى « بكند » . [ 2 ] شيطان . [ 3 ] آدمى را . [ 4 ] بادب ، مؤدب . [ 5 ] تا ، چنان كه ، در نتيجه .